مگه خونمون جزء خاکت نبود؟
تو یه جعبه برگشتی و من یه عمر
تو رویام، هی پشت در دیدمت
واسه شهر اسم ِ اتوبان شدی
کجایی؟ که صد بار پرسیدمت
که خونه بدون تو یعنی سکوت
یه لشگر بدون تو یعنی شکست
چطوری گلوله به قلبت رسید؟
چی شد بی کسی توی چشمام نشست؟
باید یک شبم سهم من می شدی
چقد گشتم حتی پلاکت نبود
تو از چی دفاع کردی که گم شدی؟
مگه خونمون جزء خاکت نبود؟
حالا قاب عکسی که من سالها
باید کنج دیوار پاکش کنم
تو یه جعبه آوردنت آخرش
چطور میشه دنیامو خاکش کنم؟
بگو اومدی تا دوباره بری
تو لبهای خاموشتو پس بگیر
چطور استخوناتو باور کنم؟
از این خاک آغوشتو پس بگیر
باید یک شبم سهم من می شدی
چقد گشتم حتی پلاکت نبود
تو از چی دفاع کردی که گم شدی؟
مگه خونمون جزء خاکت نبود؟
از محسن عاصی
تگ: محسن عاصی، شعر عاصی، شعر محسن عاصی، اشعار محسن عاصی، کتاب محسن عاصی، عاصی محسن، غزل پست مدرن، غزل مدرن، غزل متفاوط، غزل محسن عاصی، غزلی از محسن عاصی، شعری از محسن عاصی، شعر سپید محسن عاصی،غزل معاصر
