تماشا کن سکوت تو، عجب عمقی به شب داده ...

شب از مهتاب سر میره، تمام ماه تو آبه

شبیه عکس یک رویاست، تو خوابیدی جهان خوابه

 

زمین دور تو می‌گرده، زمان دست تو افتاده

تماشا کن سکوت تو، عجب عمقی به شب داده

 

تو خواب انگار طرحی از گل و مهتاب و لبخندی

شب از جایی شروع می‌شه که تو چشمات‌و می‌بندی

 

تو رو آغوش می‌گیرم تنم سرریز رویا شه

جهان قد یه لالایی توی آغوش من جا شه

 

تو رو آغوش می‌گیرم، هوا تاریک‌تر می‌شه

خدا از دست‌های تو به من نزدیک‌تر می‌شه

 

زمین دور تو می‌گرده، زمان دست تو افتاده

تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده

 

تمام خونه پر می‌شه از این تصویر رویایی

تماشا کن، تماشا کن چه بی‌رحمانه زیبایی

 

 از روزبه بمانی

وقتی که موهاتو نمی بندی

وقتی که موهاتو نمی بندی انگار دریا غرق آشوبه

من عاشق آرامشم اما این سطح از آشفتگی خوبه

 

وقتی که موهاتو نمی بندی دنیا یه گندم زار تو باده

دستام که رد میشه از موهات انگار دنیا دستم افتاده

 

هر فصل تو این خونه چن روزه هر فصل بوی تو عوض میشه

هر فصل یک عمره برای من با رنگ موی تو عوض میشه

 

وقتی که موی تو طلاییشه بی وقفه برگ از باغ میریزه

امسال از آغاز فروردین این چندمین باره که پاییزه

 

پاییز جا خوش کرده تو موهات رو صورتت رنگی نمی شینه

از ظاهرت پیداست امسالم این خونه گرمارو نمی بینه

 

هر فصل تو این خونه چن روزه هر فصل بوی تو عوض میشه

هر فصل یک عمره برای من با رنگ موی تو عوض میشه

 

 از روزبه بمانی

پ.ن: سعید سام خونده این ترانه رو.

تو پایان هر جستجوی منی

برام هیچ حسی شبیه تو نیست

کنار تو درگیر آرامشم

همین از تمام جهان کافیه

همین که کنارت نفس میکشم

 

برام هیچ حسی شبیه تو نیست

تو پایان هر جستجوی منی

تماشای تو عین آرامشه

تو زیباترین آرزوی منی

 

منو از این عذاب رها نمیکنی

کنارمی به من نگاه نمیکنی

تمام قلب تو به من نمیرسه

همین که فکرمی برای من بسه

 

از این عادت با تو بودن هنوز

ببین لحظه لحظم کنارت خوشه

همین عادت با تو بودن یه روز

اگه بی تو باشم منو میکشه

 

یه وقتایی اینقدر حالم بده

که میپرسم از هر کسی حالتو

یه روزایی حس میکنم پشت من

همه شهر میگرده دنبال تو

 

منو از این عذاب رها نمیکنی

کنارمی به من نگاه نمیکنی

تمام قلب تو به من نمیرسه

همین که فکرمی برای من بسه

 

از روزبه بمانی

پ.ن: از بهترین ترانه های اجراشده توسط خواجه امیری، خیلی دوسش دارم :-)

تمام درد من اینجاست...

به من خوبی نکن شاید

برای هر دومون بد شه

نشستم تو دل طوفان

بذار آب از سرم رد شه

 

به من خوبی نکن وقتی

کنار من نمیمونی

نگو بد میشم از فردا

تو که دیدی نمی تونی

 

چه وقتایی که بد می‌شی

چه وقتتایی که آشوبی

تمام درد من اینجاست

تو هر کاری کنی خوبی

 

من از تو، از خودم، ازما

از این احساس ترسیدم

تو باید جای من باشی

ببینی در تو چی دیدم

 

تو باید جای من باشی

بفهمی من چرا تنهام

بفهمی چی بهت میگم

ببینی از تو چی می‌خوام

 

از روزبه بمانی

پ.ن: سعید شهروز این ترانه رو خونده.

لحظه

فقط چند لحظه کنارم بشین یه رویای کوتاه تنها همین

ته آرزوهای من این شده ته آرزوهای ما رو ببین

 

فقط چند لحظه کنارم بشین فقط چند لحظه به من گوش کن

هر احساسیو غیرِ من تو جهان واسه چند لحظه فراموش کن

 

برای همین چند لحظه ی عمر همه سهمِ دنیامو از من بگیر

فقط این یه رویا رو با من بساز همه آرزوهامو از من بگیر

 

نگاه کن فقط با نگاه کردنت منو تو چه رویایی انداختی

به هر چی ندارم اَزت راضیم تو این زندگی رو برام ساختی

 

به من فرصت هم زبونی بده به من که یه عمره بهِت باختم

واسه چند لحظه خرابش نکن بتی رو که یک عمر ازت ساختم

 

فقط چند لحظه به من فکر کن نگو لحظه چی رو عوض می کنه

همین چند لحظه برای یه عمر همه زندگیمو عوض می کنه

 

از روزبه بمانی

پ.ن: احسان خواجه امیری اجرای فوق العاده ای داره از این ترانه.

پ.ن: به امید رهایی روزبه بمانی نازنین که به قول شاملو:

 از مرگ ...

هرگز از مرگ نهراسيده ام

اگر چه دستانش از ابتذال، شکننده تر بود.

هراس من باری همه از مردن در سرزمينی است

که مزد گورکن

از آزادی آدمی

افزون تر باشد...

تبعیدی

نه رد می شی، نه می مونی تبت بدجور واگیره

منو با دست کی کُشتی که پای هردومون گیره

 

منو کُشتی و آزادی نه زندونی نه تبعیدی

میون ما دو تا مجرم به کی حبس ابد می دی

 

داری گم می کنی راه و امیدی نیست پیدا شیم

من این دستا رو می بوسم بذار همدست هم باشیم

 

یه عمره زیر این سقفیم تو رو با من همه دیدن

بری هر جای این دنیا بهت شک می کنن بی من

 

تو تا وقتی که اینجایی به رفتن اعتقادی نیست

خودت باید ازم رد شی به من هیچ اعتمادی نیست

 

عذاب با تو سر کردن برای من یه تسکینه

تو چی می فهمی از من که عذابم با تو شیرینه

از روزبه بمانی

پ.ن: این ترانه رو سعید شهروز خونده. حتما گوش بدید.

مردونه تمومش کن

مردونه تمومش کن من طاقتشو دارم

هر بار ترحم بود اینبار نمیذارم

 

با عشق برو وقتی با عشق نمیمونی

مردونه تمومش کن وقتی که نمیتونی

 

تو میریُ میمونی، این معنی رفتن نیست

اینبار تمومش کن، تا وسوسه با من نیست

 

باید یه نفر از ما از خاطره ها رد شه

من یا تو؟ نمیدونم، باید یه نفر بد شه

 

من پیش تو آرومم تو پیش من آشوبی

انقدر به من بد کن باور نکنم خوبی

 

از روزبه بمانی

پ.ن: این ترانه را خشایار اعتمادی خوانده است.

کی جز تو نمی دونه ؟

ما عاشق هم بودیم

حسی که یه عادت نیست

از من که گذشت اما

این رسم رفاقت نیست

 

اینکه منو از قلبت

بی واهمه می گیری

اینکه منو می بازی

دنبال کسی میری

 

وقتی همه ی دنیات

تنهایی و غربت بود

وقتی همه جا با تو

احساس یه وحشت بود

 

کی با همه ی قلبش

بغض شبتو وا کرد

کی حال تورو فهمید

کی با تو مدارا کرد

 

باشه برو حرفی نیست

من از همه دلگیرم

حالا که دلت رفته

دستاتو نمی گیرم

 

ما هر دو برای هم

هر ثانیه کم بودیم

کی جز تو نمی دونه

                                                       ما عاشق هم بودیم ؟

 

از روزبه بمانی

پ.ن: سعید شهروز این ترانه رو خونده...

با ترانه های روزبه بمانی

زندگی‌مون حراج شد دیروز .. هر چی بودو نبودو سوزوندی

دیگه چیزی نمونده تو خونه .. غیر ما که رو دست هم موندیم

 

در این خونه رو همه بازه .. آدما از هجوم سر ریزن

حال اون آدمی رو دارم که .. زندگیشو تو کوچه می‌ریزن

 

هر کی از راه میرسه انگار ..  چیزی از زندگیمو می‌گیره

پیش چشم خودم تو این خونه .. هر کسی تو اتاق‌مون میره

 

کاش میشد بدونم از فردا .. عکس لبخند کی تو این قابه ؟

کی تو آینه‌ت موهاشو می‌بافه .. کی رو تخت من و تو می‌خوابه ؟

 

همه چی‌مون تو پنجره پیداست .. بین ما هیچ پرده پوشی نیست

به کسایی که مارو می‌بینن .. بگو این منظره فروشی نیست

 

من واسه بند بند این خونه .. واسه هر چی که توشه جنگیدم ..

شب به شب دور خونه می‌گشتم .. کعبه رو این اتاق می‌دیدم

 

ما یه تاریخ پیش هم بودیم .. من عتیقه‌م آهای عتیقه فروش

قیمت من هنوز دستت نیست .. منو ارزون به هر کسی نفروش

 

از روزبه بمانی

پ.ن: این ترانه را مهدی یراحی خوانده است.

بازی عوض شده

غزلی زیبا از روزبه بمانی، ترانه سرای جوانی که پس از آلبوم «دنیای این روزای من» داریوش، 

یکی از محبوب ترین های عرصه ی ترانه شد. این شعر را علیرضا عصار خوانده...


این دوستانی که دم از جنگ می زنند

از تیرهای نخورده چرا لنگ می زنند

 

هم سفره های خلوت آن روزها ببین

این روزها چه ساده به هم انگ می زنند

 

هر فصل از وحشت رسوا شدن هنوز

مارا به رنگ جماعت‌شان رنگ می زنند

 

یوسف به بدنامی خود اعتراف کن

کز هر طرف به پیرهنت چنگ می زنند

 

بازی عوض شده و همان هم‌قطارها

از داخل قطار به ما سنگ می زنند

 

بیهوده دل مبند بر این تخت روی آب

روزی تمام اسکله ها زنگ می زنند

از روزبه بمانی

دانلود این ترانه با صدای علیرضا عصار