نادر ابراهیمی بزرگ
شعری از نادر ابراهیمی بزرگ، به یاد
مرد عاشقانه های آرام و بسیار آرام و چهل نامه ی کوتاهی که هر یک شعری بودند.
پدرم میگوید از سولماز بگذر
که رنج میآورد
مادرم گریه می کند از سولماز بگذر
که مرگ می آورد
خواهرهایم به من نگاه می کنند . . . باخشم
که ذلیل دختری شده ام
آه سولماز . . .
اینها چه می دانند که عاشق سولماز بودن چه درد شیرینی است...
به کوه می گویم سولماز را می خواهم
جواب می دهد من هم...
به دریا می گویم سولماز را می خواهم
جواب می دهد من هم...
در خواب می گویم سولماز را می خواهم
جواب می شنوم من هم...
اگر یک روز به خدا بگویم سولماز را می خواهم . . .
زبانم لال . . . چه جواب خواهد داد؟
تگ: نادر ابراهیمی، اشعار نادر ابراهیمی، شعری از نادر ابراهیمی، یک عاشقانه آرام
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 1:47 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|