اسب های مسابقه
گندم و پنبه، بيمه بازي بود
كشت در زير صاعقه بوديم
بردن و باختن چه سودي داشت
اسب هاي مسابقه بوديم
اسب هاي مسابقه بوديم
تند رفتيم، يورتمه رفتيم
مثل سگ هاي خسته از شلاق
هر كجا رفت سورتمه رفتيم
فقه خوانديم و دين در آورديم
ياد داديم صيغه كردن را
آيه خوانديم و شرعي اش كرديم
مدت زن اجاره دادن را
چون عشاير وطن پرست شديم
هر چه يك عمر هيچ جا بوديم
خوب خورديم و خوب خوابيديم
گوسفندان خوش چرا بوديم
اجتماعات ضد هم که شدیم
باب کردیم خود هراسی را
فکر کردیم بخشی از خطبه است
گریه ی ....سیاسی را
بي خودي پول چاهكن داديم
راه آب قنات باز نشد
ما پريديم و بين راه...اما
چترهاي نجات باز نشد
از همين سرزمين هرز من
خلفي كو! كه وارثش باشد
بارديگر به توپ مي بندند
مجلسي كه مدرسش باشد
بعد يك عمر سربريدن، از
كاسه خون زبان درآورديم
ما گرسنه اگر نخوابيديم
جرم كرديم و نان درآورديم