عشق با سر مدارا می‌کند

و دل را

از پا در ‌می‌آورد

 

دلم

پرتقال خونی وسط میدان جنگ

گردوی نارسی که دست را سیاه می‌کند

شاخه‌ای که پرندگان را رنج می‌دهد

دلم

باران دیوانه در پناه دو کوه

 

از رضا بروسان

تگ: رضا بروسان ، غلامرضا بروسان، غلام رضا بروسان، شعر خراسان، رضا بروسان رفت، مرگ رضا بروسان، رضا بروسان فوت کرد،شعری از رضا بروسان