ديدار تو كشتزار نور است
ديدار تو كشتزار نور است
آهويى بىقرار
كه از لب تشنهاش
آفتابِ سحر فرو مىريزد،
ديدارت سكوت است
آبشار پرندگانى كه راه سپيده را مىجويند،
ليوانى عسل
در كف ناخدايى خسته كه بوى نهنگ مىدهد،
چايى دم كشيده
(درست لحظهيى كه از تمام دغدغهها فارغ مىشوى)
ديدار تو كشتزار نور است
با بزهايى از بلور
كه به سوى صخره چرا مىكنند
بى آن كه بدانند مىشكنند
و غبار بلور
در روحم فرو مىپاشند.
از شمس لنگرودی
تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 0:40 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|