در یک ایستگاه مترو
لازم نيست دنياديده باشد
همين که تو را خوب ببيند
دنيايي را ديده است.
از ميليونها سنگ همرنگ
که در بستر رودخانه بر هم ميغلتند
فقط سنگي که نگاه ما بر آن ميافتدزيبا ميشود.
تلفن را بردار
شمارهاش را بگير
و ماموريت کشف خود را
در شلوغترين ايستگاه شهر
به او واگذار کن.
از هزاران زني که فردا
پياده ميشوند از قطار
يکي زيبا
و مابقي مسافرند...
از عباس صفاری
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 2:52 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|