كنون كه وضعيت روزگار عادي نيست

بيا چو بيد بلرزيم اگرچه بادي نيست

 

دلاوري كن و خوش باش، پهلوان‌پنبه

كه خون رستمِ ما گردنِ شغادي نيست

 

به دست‌خورده‌ي مردم بيا و راضي باش

اگر نصيب تو يك عشق انفرادي نيست

 

بهشت نسيه خريديم و دل‌خوشيم به آن

مسلّم است كه اين فكر اقتصادي نيست

 

مزاج دم‌دمي تو بيان‌گر اين است

به وعده‌هاي خداي تو اعتمادي نيست

 

و عشق؟! شاعر بي‌بندوبار ساكت باش

در اين مقال مجال دهن‌گشادي نيست

 

از علي‌اكبر ياغي‌تبار