من‌ نخواستم‌،

نخواستم‌ که‌ سخنی‌ با تو بگویم‌!

 

در چشمانت‌ دو درخت‌ِ جوان‌ دیده‌اَم‌

که‌ دیوانه‌ از نسیم‌،

از طلا وُ خنده‌

تکان‌ می‌خورده‌اند!

 

من‌ نخواستم‌،

نخواستم‌ که‌ سخنی‌ با تو بگویم‌!

 

از فدریکا گارسیا لورکا

ترجمه یغما گلرویی

تگ: فدریکو گارسیا لورکا، شعر لورکا، شعر اسپانیا، شاعر اسپانیایی، گارسیا لورکا، شعر فدریکا لورکا، شعر فدریکا گارسیا لورکا، لورکا شاعر اسپانیایی، لورکا ترجمه یغما