به گوشِ دختری جوان
من نخواستم،
نخواستم که سخنی با تو بگویم!
در چشمانت دو درختِ جوان دیدهاَم
که دیوانه از نسیم،
از طلا وُ خنده
تکان میخوردهاند!
من نخواستم،
نخواستم که سخنی با تو بگویم!
ترجمه یغما گلرویی
تگ: فدریکو گارسیا لورکا، شعر لورکا، شعر اسپانیا، شاعر اسپانیایی، گارسیا لورکا، شعر فدریکا لورکا، شعر فدریکا گارسیا لورکا، لورکا شاعر اسپانیایی، لورکا ترجمه یغما
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 0:13 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|