بعد يک سال بهار آمده، مي بيني که؟

باز تکرار به بار آمده، مي بيني که؟

 

سبزي سجده ي ما را به لبي سرخ فروخت

عقل با عشق کنار آمده، مي بيني که؟

 

آن که عمري به کمين بود، به دام افتاده

چشم آهو به شکار آمده، مي بيني که؟

 

حمد هم از لب سرخ تو شنيدن دارد

گل سرخي به مزار آمده، مي بيني که؟

 

غنچه اي مژده ي پژمردن خود را آورد

بعد يک سال بهار آمده، مي بيني که؟

 

از فاضل نظری

تگفاضل نظری، غزل فاضل نظری، شعری از فاضل نظری، نظری فاضل، غزلی از فاضل نظری،اشعار فاضل نظری، شعرهای فاضل نظری، دفتر شعر فاضل نظری، دانلود دکلمه فاضل نظری، اقلیت،گریه‌های امپراطور، آن‌ها، گزیده شعر (مروارید، ضد