گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه
خود را اگرچه سخت نگه داری از گناه
گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه...
هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه
بر دوش تو نهاده شود باری از گناه
گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم....
گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه!
سخت است این که دل بکنم از تو، از خودم
از این نفس کشیدن اجباری، از گناه
بالا گرفته ام سر خود را اگرچه عشق
یک عمر ریخت بر سرم آواری از گناه
دارند پیله های دلم درد میکشند
باید دوباره زاده شوم - عاری از گناه -
از نجمه زارع
تگ: نجمه زارع، اشعار نجمه زارع، غزلی از نجمه زارع، زارع نجمه، شعری از نجمه زارع، مرحوم نجمه زارع، دفتر شعر نجمه زارع، کتاب شعر نجمه زارع، شعرهای نجمه زارع، شاعر نجمه زارع
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 21:51 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|