در سایه‌ی هر کلاهی

کبوتر جادوگری است

و زیر بغ بغوی هر کبوتر آرام

رودخانه‌یی

سربازان فراری را به جبهه‌ی جنگ می‌برد.

 

سربازان ترانه‌ی میهنی می‌خوانند

شلیک می‌کنند

می‌میرند.

 

زنده‌باشی کبوتر آرام ما

زنده باشی

همه‌مان را

زنده زنده

تحویل پاسگاه پلیس داده‌ئی.

 

از شمس لنگرودي

از شعرهاي منتشر نشده كتاب صبح آفتابي‌تان به‌خير گرگ برفي

تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی