دنبال من می‌گردی و حاصل ندارد

موجی كه عاشق می‌شود ساحل ندارد

 

باید ببندم كوله‌بار رفتنم را

مرغ مهاجر هیچ‌جا منزل ندارد

 

من خام بودم، داغ دوری پخته‌ام كرد

عمری که پایت سوختم، قابل ندارد

 

من عاشقی كردم تو اما سرد گفتی:

از برف اگر آدم بسازی دل ندارد

 

باشد ولم كن با خودم تنها بمانم

دیوانه با دیوانه‌ها مشكل ندارد

 

وقتی که حقِ دل نداری، میهمانی

مهمان که جایی حق آب و گل ندارد

 

شاید به سرگردانی‌ام دنیا بخندد

موجی كه عاشق می‌شود ساحل ندارد

 

از مهدی فرجی

تگمهدی فرجی، غزل مهدی فرجی، شعری از مهدی فرجی، فرجی مهدی، غزلی از مهدی فرجی،اشعار مهدی فرجی، شعرهای مهدی فرجی، دفتر شعر مهدی فرجی، دانلود دکلمه مهدی فرجی، هزار اسم قلم خورده، و چشم‌های تو باران، روسری باد را تکان می‌داد، ای تو راز روزهای انتظار، زیر چتر تو باران می‌آید، شب بی‌شعر، میخانه بی‌خواب، منم که می‌گذری