کبابِ چربِ پایتخت
کبک بودیم وُ کلاغ شدیم ، خورشید بودیم چراغ شدیم
جنگل بی حصار بودیم ، حالا یه دونه باغ شدیم
چشمامونُ بسته بودیم یه سفرهی بزرگِ شهر
دست که به سفره رفت ولی با یه ملاقه داغ شدیم
گندمای مزرعهمون خوشههای طلایی داشت
دستای ما تو دلِ خاک نهالِ سادگی میکاشت
آبِ زلالِ چشمهمون شیرِ ستاره بود ولی
قصهی چاهِ آبِ شهر فکرا رُ راحت نمیذاشت
مش رمضون ! دیدی تو شهر رو گُردهی ما زین زدن ؟
دیدی که پهلوونا رُ با یه کلَک زمین زدن ؟
غولِ سیاهِ وسوسه غیرتِ ما رُ خورده بود.
کبابِ چربِ پایتخت گوشتِ الاغِ مُرده بود.
چشمه بودیم سراب شدیم ، بره بودیم کباب شدیم
ستاره بودیم توی شب اما یهو شهاب شدیم
تو غربتِ آهنُ دود کوه غرورمون شکست
کوپنفروشِ خستهی میدونِ انقلاب شدیم
دیدی چه ساده گم شدن آرزوهامون توی باد ؟
آخ ! چی میشه که نونِ دِه باز توی سفرهمون بیاد ؟
اما نه پای رفتنُ نه روی برگشتنی هست
زندگیمون همین شده ، خنده کمُ گریه زیاد
مش رمضون ! دیدی تو شهر رو گُردهی ما زین زدن ؟
دیدی که پهلوونا رُ با یه کلَک زمین زدن ؟
غولِ سیاهِ وسوسه غیرتِ ما رُ خورده بود
کبابِ چربِ پایتخت گوشتِ الاغِ مُرده بود
از یغما گلرویی
پ.ن: رضا یزدانی در آلبوم هیس این ترانه را اجرا کرده.
تگ: یغما گلروئی، یغما گلرویی، یغما گل روئی، یغما گل رویی، گلرویی یغما، گلروئی یغما، شعری از یغما، عاشقانه های یغما، اشعار یغما، اشعار یغما گلرویی، شعر اعتراضی، ترانه یغما، ترانه ای از یغما، ترانه نوین، ترانه امروز، ترانه سرا، ترانه های یغما