جُرج‌ گفت‌: «ـ خُدا خِپِل‌ُ کوتوله‌س‌!»

نیک‌ گفت‌: «ـ نه‌ بابا! لاغرُ درازه‌!»

لن‌ گفت‌: «ـ یه‌ ریش‌ِ سفید داره‌! این‌ هوا!»

جان‌ گفت‌: «ـ نه‌! صورتش‌ شیش‌ تیغه‌س‌!»

ویل‌ گفت‌: «ـ سیاهه‌!»

باب‌ گفت‌: «ـ سفیده‌!»

روندارز گفت‌: «ـ دختره‌!»

من‌ تو دِلم‌ خندیدم‌ُ

عکسی‌ُ که‌ خُدا از خودش‌ انداخته‌ وُ

بَرام‌ فرستاده‌ رُ

به‌ هیچ‌کدوم‌ نشون‌ ندادم‌!

 

از شل سیلور استاین

ترجمه یغما گلرویی

پ.ن: شل سیلور استاین، شل سیلوراستاین، اشعار شل سیلور استاین، عمو شلبی، شلبی، اشعار عمو شلبی، شعر شل سیلور استاین