این رهگذر به راه خودش پشت کرده است

یعنی به اشتباه خودش پشت کرده است

 

آنقدر می جهید و به چیزی نمی رسید

دیگر به خود... به ماه خودش پشت کرده است

 

از جنگ بوی خوش نمی آید، فرار کن

فرمانده به سپاه خودش پشت کرده است

 

شطرنج هم سیاه و سفید سیاست است

سرباز هم به شاه خودش پشت کرده است

 

از چشم های صندلی این بغض می چکید:

انسان به تکیه گاه خودش پشت کرده است

 

مردی که رو به چهره ی خورشید می رود

بر سایه ی سیاه خودش پشت کرده است*

 

حواش را فروخت، درون بهشت ماند

مردی که به گناه خودش پشت کرده است

 

*از گروس عبدالملکیان

از علی شوش