سفر بهانۀ دیدار و آشنایی ماست

از این به بعد «سفر» مقصد ِ نهایی ماست

 

در ابروان من و گیسوان ِ تو گرهی ست

گمان مبر که زمان ِ گره گشایی ماست

 

خراب تر ز من و بهتر از تو بسیار است

همین بهانۀ آغاز ِ بیوفایی ماست

 

زمانه غیر زبان قفس نمی داند

بمان که «پرنزدن» حیلۀ رهایی ماست

 

به روز وصل چه دلبسته ای ؟ که مثل ِ دو خط

به هم رسیدن ِ ما نقطه ی جدایی ماست

 

 از فاضل نظری

تگفاضل نظری، غزل فاضل نظری، شعری از فاضل نظری، نظری فاضل، غزلی از فاضل نظری،اشعار فاضل نظری، شعرهای فاضل نظری، دفتر شعر فاضل نظری، دانلود دکلمه فاضل نظری، اقلیت،گریه‌های امپراطور، آن‌ها، گزیده شعر (مروارید، ضد