مادربزرگ
روزی میرسد
که سمسارها بر سر تکههای زندگیات چانه میزنند
سرخ،
رنگی عتیقه میشود
و ما بشقابهای چینی گلدارت را
به یادگار برمیداریم
روزی میرسد
که آخرین رد انگشتت را
از آینۀ قدیمیِ خانه پاک میکنیم
و میفهمیم روزنامهها غیر از آگهیهای ترحیم
حقیقت ثابت دیگری ندارند
روزی میرسد
که میبینیم زمان گریستن است
و فراموش میکنیم
بارها لباسهای مشکیمان را
پیش از آنکه چرک شود از تن درآوردهایم.
از لیلا کردبچه
تگ: لیلا کردبچه، کردبچه لیلا، کتاب لیلا کردبچه، اشعار لیلا کردبچه، لیلا کردبچه شعر، شعری از لیلا کردبچه، شعر معاصر، صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر، حرفی بزرگتر از دهان پنجره،کلاغمرگی
+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۱ ساعت 23:34 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|