بازی
ما تماشاچیانی هستیم،
که پشت درهای بسته مانده ایم!
دیر آمدیم!
خیلی دیر...
پس به ناچار
حدس می زنیم،
شرط می بندیم،
شک می کنیم...
و آن سوتر
در صحنه
بازی به گونه یی دیگر در جریان است!
از حسین پناهی
تگ: حسین پناهی، شعر حسین پناهی، پناهی حسین، اشعار حسین پناهی، مرحوم حسین پناهی،شعر سپید، شعر معاصر، خودکشی حسین پناهی، مرگ حسین پناهی، دانلود حسین پناهی، کتاب حسین پناهی، من و نازی، ستاره، چیزی شبیه زندگی، دو مرغابی درمه، گلدان و آفتاب، پیامبر بی کتاب، دل شیر، سلام خداحافظ، ستاره ها، راه با رفیق
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 22:21 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|