کتابی می خوانم
کتابی می خوانم
تو در آنی
ترانه ای می شنوم
تو در آنی
نان می خورم
در برابرم تویی
کار می کنم
می نشینی و چشم در من می دوزی
ای همیشه حاضر من
با همدیگر سخن نمی گوییم
صدای همدیگر را نمی شنویم
ای بیوه ی هشت ساله ی من...
از ناظم حکمت
ترجمه احمد پوری
از کتاب تو را دوست دارم چو نان و نمک
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 21:36 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|