تو که‌ هستی‌؟ اِی‌ زن‌ !

از کدام‌ کلاه‌ شعبده‌ بیرون‌ پریده‌یی‌؟

هر که‌ گفت‌ نامه‌یی‌ از نامه‌های‌ عاشقانه‌ی‌ تو را دزدیده‌،

دروغ‌ می‌گوید !

هر که‌ گفت‌ دست‌ْبندی‌ مطّلا را از صندوقت‌ به‌ یغما بُرده‌،

دروغ‌ می‌گوید !

هر که‌ گفت‌ عطر تو را می‌شناسد،

یا نشانی‌اَت‌ را می‌داند، دروغ‌ می‌گوید !

هرکه‌ گفت‌ شبی‌ را با تو در هُتلی‌

یا تماشاخانه‌یی‌ سر کرده‌، دروغ‌ می‌گوید !

دروغ‌ ! دروغ‌ ! دروغ‌...

 

تو موزه‌یی‌ هستی‌ که‌ در تمام‌ِ روزهای‌ هفته‌ تعطیل‌ است‌ !

تعطیل‌ برای‌ تمام‌ مَردان‌ِ جهان‌،

در همه‌ی‌ روزهای‌ سال‌...

 

از نزار قبانی

ترجمه یغما گلرویی