دیگر چیزی برای پافشاری وجود ندارد
وقتی شعر
یک جور هذیان لعنتی
عشق
یک جور وسواس فکری
و زندگی
تنها راضیکردن فراخودی غمگین است
دیگر چیزی برای پافشاری وجود ندارد
میتوانی صندلیات را برگردانی
به جای من
به دوردستها چشم بدوزی
و حتی به گربهای
که در ایوانهای روبرو
به ما خیره شده
محل ندهی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۱ ساعت 10:12 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|