یخ در بهشت !
از لایِ بقچه ها
چند دانه زیتونِ خشکیده تن کن
لهجه ی هوای دم کشیده
منعقد تابیده در یخ ریزه ی رگ هایم...
پاورچین می رقصم از سر دیوار
حواست باشد آجرپاره ها
فلسفه ی عینکت را نشکنند!
نفت می خزی در بافت تو خالی پیراهنم
دستت که از عطر ریحان تب می کند
در تنم سَر می کشی
گوشواره
گوشواره
گیلاس !
می رقصم از سر دیوار
لب بر لبِ ریسنده هایِ مادربزرگ
چرخ
چرخ
چرخ
عجب سایه روشنی دارند عکس های پزشکی!!
از شبنم سمیعی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۱ ساعت 20:16 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|