از لایِ بقچه ها

چند دانه زیتونِ خشکیده تن کن

لهجه ی هوای دم کشیده

منعقد تابیده در یخ ریزه ی رگ هایم...

پاورچین می رقصم از سر دیوار

حواست باشد آجرپاره ها

فلسفه ی عینکت را نشکنند!

 

 نفت می خزی در بافت تو خالی پیراهنم

دستت که از عطر ریحان تب می کند

در تنم سَر می کشی

گوشواره

گوشواره

گیلاس !

 

می رقصم از سر دیوار

لب بر لبِ ریسنده هایِ مادربزرگ

چرخ

چرخ

چرخ

 

عجب سایه روشنی دارند عکس های پزشکی!!

 

از شبنم سمیعی