غم های کوچک
هرروز با انبوهي از غمهاي کوچک
گم ميشوم در بين آدمهاي کوچک
سرماية احساس من مشتي دوبيتيست
عمريست ميبالم به اين غمهاي کوچک
گلبرگها هم پاکيام را ميشناسند
مثل تمام قطره شبنمهاي کوچک
با آن که بيهودهست امّا ميسپارم
زخم بزرگم را به مرهمهاي کوچک
پيچيده بوي محتشم مثل نسيمي
در سينههامان اين محرّمهاي کوچک
غمهايمان اندازة صحرا بزرگ اند
ما را نميفهمند آدمهاي کوچک
از سعید بیابانکی
+ نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 0:33 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|