بلکه دعای دلِ شکسته‌ی همين چند چراغِ نااميد

آوازی تازه از ترانه‌های تو باز آورد،

ورنه با هق‌هقِ بسيارِ اين بی‌امان

هيچ ستاره‌ای از سفرهای دورِ دريا

به آسمان برنمی‌گردد!

دارم خودم را تکرار می‌کنم،

اصلا بيا معامله را تمام کن!

چقدر بايد ببوسمت

تا کتابِ اين همه گريه بسته شود؟

تا هق‌هقِ اين همه آدمی .تمام!؟

 

از سید علی صالحی

تگ: سید علی صالحی، نشانی ها، سیدعلی صالحی، شعر ایذه، شاعر ایذه ای، علی صالحی، حالا ديگر دير است، ریرا، ری را، اشعار سید علی صالحی، شعر امروز، شعر علی صالحی، نامه ها، موج ناب، شعر گفتار، جریان موج ناب، لیالی ِلا، یوماآنادا ، پیشگو و پیاده شطرنج، مثلثات و اشراق‌ها، عاشق شدن در دی‌ماه، مردن به وقت شهریور، دیرآمدی ری‌را، نشانی‌ها، سفر بخیر مسافر غمگین پاییز پنجاه و هشت،آسمانی‌ها، رویاهای قاصدک غمگینی که از جنوب آمده بود، ساده بودم، تو نبودی، باران بود، آخرین عاشقانه‌های ری را، دعای زنی در راه که تنها می‌رفت، چیدن محبوبه‌های شب را تنها به باد یاد خواهد داد،دریغا ملا عمر، از آوازهای کولیان اهوازی، سمفونی سپیده‌دم، ردپای برف، تا بلوغ کامل گل سرخ