از صلح ميگويند يا از جنگ ميخوانند؟!
از صلح ميگويند يا از جنگ ميخوانند؟!
ديوانهها آواز بيآهنگ ميخوانند
گاهي قناريها اگر در باغ هم باشند
مانند مرغان قفس دلتنگ ميخوانند
كنج قفس ميميرم و اين خلق بازرگان
چون قصهها مرگ مرا نيرنگ ميدانند
سنگم به بدنامي زنند اكنون ولي روزي
نام مرا با اشك روي سنگ ميخوانند
اين ماهي افتاده در تنگ تماشا را
پس كي به آن درياي آبيرنگ ميخوانند
از فاضل نظری
تگ: فاضل نظری، غزل فاضل نظری، شعری از فاضل نظری، نظری فاضل، غزلی از فاضل نظری،اشعار فاضل نظری، شعرهای فاضل نظری، دفتر شعر فاضل نظری، دانلود دکلمه فاضل نظری، اقلیت،گریههای امپراطور، آنها، گزیده شعر (مروارید، ضد
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 0:25 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|