هوا
هوا
که پیرهن پوشیده
هوا
که میز صبحانه را می چیند
هوا
که گوش می دهد به شعرهام
هوا
که لب بر لبم می گذارد
هوا
که داغم می کند
هوا
که هوایی ام کرده
هوا
که حواسش نبود، این شعر است
و از پنجره بیرون رفت .
.
.
تگ: گروس عبدالملکیان، عبدالملکیان گروس، کتاب گروس عبدالملکیان، اشعار گروس عبدالملکیان، گروس عبدالملکیان شعر، شعری از گروس عبدالملکیان، شعر معاصر، شعر سپید،پرندهٔ پنهان، پرنده ی پنهان، رنگهای رفتهٔ دنیا، سطرها در تاریکی جا عوض می کنند، رنگهای رفته ی دنیا، حفره ها
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 22:50 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|