لبم سکوت، سکوت سیاه بدبختیست

که «زن» شبیه دوتا حرف، «آه» بدبختیست

 

بمان درون همان چاله، مرد باش و بمان!!

که زن برای نجات تو چاه بدبختیست

 

شروع کن، لب آغوش تخت آمادست

که تخت معشوق سربه راه بدبختیست

 

هزار و سیصد و هفتاد بیت بعدی گفت:

که در تولد زن اشتباه بدبختیست

 

به شانه های غزل تکیه کن که شانه ی مرد

برای تکیه زدن تکیه گاه بدبختیست

 

از مرجان بیگی فر