آیا برای گرم کردن بازارشان

به آتش‌تان کشیدند؟

حتا باد ایستاده بود و نگاه می‌کرد که شعله فرو بنشیند

حتا شاخه‌ها

از سوزاندن خود

تن زدند

کودکان اول ابتدایی

از هفت سالگی به عقب برگشتند

تا اعداد و حروفِ دروغ را نخوانند.

و به هنگامی که از مراسم‌تان بازگشتیم

دست نوشته‌های مجسمه‌ها بر کاغذ

بر پایه‌ی شکسته‌ی مرمری می‌لرزید

آنان

شرمناکِ سنگ بودن‌شان

سر به بیابان‌ها، رفته بودند.


از شمس لنگرودی

تگ: شمس لنگرودی، محمد شمس لنگرودی، شعر شمس، شعر شمس لنگرودی، شعر لنگرودی، شعر سپید، شعر سپید معاصر،عاشقانه معاصر، عاشقانه های شمس لنگرودی، 53 ترانه عاشقانه، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، کتاب شمس لنگرودی، اشعار شمس لنگرودی