بزرگترین آرزو
آه اگر آزادی سرودی میخواند
کوچک
همچون گلوگاهِ پرندهیی،
هیچکجا دیواری فروریخته بر جای نمیماند.
سالیانِ بسیار نمیبایست
دریافتن را
که هر ویرانه نشانی از غیابِ انسانیست
که حضورِ انسان
آبادانیست.
□
همچون زخمی
همه عُمر
خونابه چکنده
همچون زخمی
همه عُمر
به دردی خشک تپنده،
به نعرهیی
چشم بر جهان گشوده
به نفرتی
از خود شونده،
غیابِ بزرگ چنین بود
سرگذشتِ ویرانه چنین بود.
□
آه اگر آزادی سرودی میخواند
کوچک
کوچکتر حتا
از گلوگاهِ یکی پرنده !
از احمد شاملو
تگ: شاملو، احمد شاملو، آیدا در آینه، شعر شاملو، شعر احمد شاملو، شاملوی بزرگ، شعر آزاد، شعر سپید، اشعار شاملو، مجموعه آثار شاملو، اشعار احمد شاملو
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 15:15 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|