شعری زیبا از شاعر جوان شیرازی و دوست نازنینم، سید محمد حسینی رچی، با ایده ای فوق العاده...

 

روز اول، زنگ دوم

من، دوستم، نیمکت کهنه

ردیف سوم

معلم و انشا

پیراهنم نو، شوقم نو

معلممان ساده

با همان کت و شلوار

ساعتش سه دقیقه جلو بود

اولین موضوع: تابستان چگونه بود؟

برادرم نوشت، همانی که دو سال قبل خود.

 

روز هشتم، زنگ دوم

من، دوستم، نیمکت کهنه

ردیف سوم

معلم و انشا

ساعتش سه دقیقه جلو بود

می دانستیم چه خواهد گفت.