صبح که توی میدان جمع شدیم

دستور تیر نداشتند

ظهر که بیشتر شدیم

قصد شلّیک نداشتند

عصر که مردم هنوز داشتند می آمدند

فقط نگاهمان می کردند

شب که میدان پُر آدم شد

همه را به رگبار بستند

 

از علی کریمی کلایه

دانلود کتاب خانه ای که وسط اتوبان است