راحت حرفت را بزن !
درخت که می شوم
تو پائیزی !
کشتی که می شوم
تو بی نهایت طوفانها !
تفنگت را بردار
و راحت حرفت را بزن !
تگ: گروس عبدالملکیان، عبدالملکیان گروس، کتاب گروس عبدالملکیان، اشعار گروس عبدالملکیان، گروس عبدالملکیان شعر، شعری از گروس عبدالملکیان، شعر معاصر، شعر سپید،پرندهٔ پنهان، پرنده ی پنهان، رنگهای رفتهٔ دنیا، سطرها در تاریکی جا عوض می کنند، رنگهای رفته ی دنیا، حفره ها
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 12:43 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|