دستور زبان عشق
دست عشق از دامن دل دور باد !
میتوان آیا به دل دستور داد ؟
میتوان آیا به دریا حكم كرد
كه دلت را یادی از ساحل مباد ؟
موج را آیا توان فرمود: ایست !
باد را فرمود: باید ایستاد ؟
آنكه دستور زبان عشق را
بیگزاره در نهاد ما نهاد
خوب میدانست تیغ تیز را
در كف مستی نمیبایست داد
تگ: قیصر امین پور، شعر قیصر، امین پور قیصر، قیصر امینپور، گتوند، درد قیصر ، نام کوچک من، اشعار قیصر، قاف، عشق، طوفان در پرانتز، منظومه ظهر روز دهم، مثل چشمه، مثل رود، بیبال پریدن،آینههای ناگهان، به قول پرستو،گلها همه آفتابگرداناند، دستور زبان عشق، قطار، شعر درد، ایستگاه، غزل قیصر
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 22:21 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|