خواب يخ زده
خوابي
را كه ديشب ديدم بر مي دارم
و
مي گذارم توي فريزر
تا
اين كه روزي خيلي دور از امروز
وقتي
پير و ناتوان شدم
آن
را آبش كنم
بعد
گرمش كنم و بنشينم
و
پاهاي سردم را توي آن فرو برم.
پ.ن: شل سیلور استاین، شل سیلوراستاین، اشعار شل سیلور استاین، عمو شلبی، شلبی، اشعار عمو شلبی، شعر شل سیلور استاین
+ نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 5:5 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|