خوابي را كه ديشب ديدم بر مي دارم
و مي گذارم توي فريزر
تا اين كه روزي خيلي دور از امروز
وقتي پير و ناتوان شدم
آن را آبش كنم
بعد گرمش كنم و بنشينم
و پاهاي سردم را توي آن فرو برم.

 

از شل سیلور استاین

پ.ن: شل سیلور استاین، شل سیلوراستاین، اشعار شل سیلور استاین، عمو شلبی، شلبی، اشعار عمو شلبی، شعر شل سیلور استاین