مبارك
نزديك عيد بود و خانه تكاني
پدر بزرگ عصباني و محكم
از قاب پوسيده مي نگريست
پچ پچي در گرفت
مادر گفت : اين عكس را عوض كنيد
پدر گفت : نه قاب عكس را عوض كنيد
مادر بزرگ دندان هايش را جا به جا كرد و گفت :
اشلاً كطوره پدر بژرگ را عوض كنيد
از اکبر اکسیر
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 23:41 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|