فراخوان
مرا
به جشن تولد
فراخوانده بودند
چرا
سر از مجلس ختم
در آورده ام ؟
تگ: قیصر امین پور، شعر قیصر، امین پور قیصر، قیصر امینپور، گتوند، درد قیصر ، نام کوچک من، اشعار قیصر، قاف، عشق، طوفان در پرانتز، منظومه ظهر روز دهم، مثل چشمه، مثل رود، بیبال پریدن،آینههای ناگهان، به قول پرستو،گلها همه آفتابگرداناند، دستور زبان عشق، قطار، شعر درد، ایستگاه، غزل قیصر
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 23:34 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|