از کوه نمی‌توان خواست

       این را که از من می‌خواهی

       گیاهان اعماق البته با پلک تو نسبتی دارند

       من اما دوباره

       به حرارت حرف‌هایی

       نیاز خواهم داشت

       به سیل خفته در رگ ابرها

       فکر نمی‌کند مثل این که کسی

       پیش از این که بلند شود

       صدای دیوانگی باران‌ها.

 

از هرمز علی پور