محمود درویش - میدانستی؟
- چه موقع میخواهی مرا ببوسی؟
- وقتی باور کنم که میتوانم باور کنم که لبهایت برای من باز شدهاند.
- پس برای چه باز شدهاند؟
- برای صدایی که از سیارهای دور میآید. میدانستی چشمهایت میتوانند به هر شبی هر رنگی را که میخواهی، بدهند؟
- مرا ببوس.
- چرا اینقدر باران میبارد؟
- برای این که تو در من بمانی.
از محمود درویش
ترجمه سینا کمال آبادی
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 9:51 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|