اسماعیل خویی - من
من
شعری چنان شکوهمند را میمانم،
شعری چنان شکفته و انسانی را،
که واژهها مرا
معنای باستانی خود،
یا
پژواک جاودانی خود
میدانند،
و با طنین شادی و اندوهشان
تالارهای جان و تارهای نهانم را
میلرزانند،
و آوازهای روشن و تاریک خویش را من
میخوانند،
مثل بهار و پاییز
درحنجرهی قناری و قمری.
اما زمان گفتن گویا
دیگر
سرآمده ست.
از اسماعیل خویی
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۶ ساعت 17:57 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|