گیتا شمسی - نخلها
با تمام سرهایم
روی شانهات خوابیدهام
حتا با آن شقیقهی شکافته در خرمشهر
که برای پسران شهیدش نامهای تازهای انتخاب میکرد
آی مامور ثبت احوالات پوستم
زیر گوشم اوراد تازه بخوان
و به لبهای اخیرم آن تنها هجای کشیده را بیاموز
من از زبانی مشدّد میآیم
و تو مرد الفپوشم
اگر بخواهی، میتوانی
در عزای زبان مادریام، سپید پوشم کنی
من مادر این نخلها نیستم،
اگر آتشنشان شهر سوختهای
الک کن مرا
الک.
خرماپزان امسال فاتحان منند،
اگر حلوا حلوا نچرخم میانشان
چگونه فرزندان بیتابم
نامم را فراموش کنند؟
من فاتحه فاتحه میرقصم
و تو تبت به تبت بکوب
بکوب بر سایههای سرخ
بکوب بر شهر بیگوشواره
من
تازه ام با تو
تازهام با سینههای سرخ
با گلوگاه گمنامم
و منتظرم زمین فریاد بکشد
خبر شهادتم را به نخلها برساند.
از گیتا شمسی