هرمز علی پور - بنویس
بنويس شايد روزي به كار ديگران آمد
بنويس من خاك پاي كسي نبودهام هرگز
بنويس چون چراغ واژگان افروختيم
تنها شديم به ناگهان هر يك.
بنويس درچشم بارانها ما سخت عزيز بوديم
و چشم ديدن ما را نداشت علف به گرمسير و علف به سردسير
بنويس چون اين جهان كه با كسي نميماند
من نيز با واژگان خويش نخواهم ماند
گزند دوست اما نميرود از ياد
كه دشمنان مُردند.
از هرمز علی پور
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 14:44 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|