سارا محمدی اردهالی، گل سرخی در زد

 

از او گفتی

نگران

پرسیدی آیا می‌شناسمش

پرده را کنار زدم

لرزش دست‌هایم را در جیبم گذاشتم

گفتم نه

با او می‌خوابیدم

بیدار می‌شدم

می‌خندیدم

می‌گریستم

جنونی که در چشم‌هایم دیده بودی.

 

 از سارا محمدی اردهالی

هشت سال با شعر سارا محمدی اردهالی، از «روباه سفیدی که عاشق موسیقی بود» تا «برای سنگ ها» تا شاهکار بی بدیلش «بیگانه می خندد» و بالاخره این آخری «گل سرخی در زد». سارا محمدی اردهالی را بخوانید، اگر که می خواهید بفهمید هر کلمه دقیقا ً چه معنایی دارد و کجا باید بنشیند.

تگسارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد، روباه سفیدی که عاشق موسیقی بود، برای سنگ ها، بیگانه می خندد، گل سرخی در زد