یک سرنوشت سه حرفی، خالیست در کنج جدول

فکر مرا کرده مشغول این راز از روز اول

 

آنجا زنی گریه می‌کرد با کودکان گرسنه

در دود خاکستر اینجا مردی‌ست در پای منقل

 

سر درد داریم و گیجیم، این را نباید بگوییم

این چیزها مشکلی نیست، بعداً خودش می‌شود حل

 

این گرگ‌های گرسنه عادی ست ولگرد باشند

ما انتظاری نداریم از وضع قانون جنگل

 

باید فداکار باشیم دارد قطاری می‌آید

پیراهنم را بسوزان باید بسازیم مشعل

 

این شعر را بعد خواندن یک جای خلوت بسوزان

یک گوشه شومینه‌ی گرم در یک اتاق مجلل

 

من می‌روم تا پس از این آماده‌ی مرگ باشم

ها! راستی «مرگ» دیگر حل شد معمای جدول

 

از نجمه زارع

تگ: نجمه زارع، اشعار نجمه زارع، غزلی از نجمه زارع، زارع نجمه، شعری از نجمه زارع، مرحوم نجمه زارع، دفتر شعر نجمه زارع، کتاب شعر نجمه زارع، شعرهای نجمه زارع، شاعر نجمه زارع