امان ندیده کسی از گزند حیله خویش

که حبس کرده خودش را قفس به میله ی خویش

 

مباد فتنه چو فانوس در دلت باشد

که نیست راه رهایی هم از فتیله ی خویش!

 

به فکر فتح جهان آن قبیل می افتند

که بر نیامده اند از پس قبیله ی خویش!

 

به فکر فتح جهان اند و می توانی دید

هزار مسئله دارند در طویله ی خویش!!

 

فغان که این دله دزدان به وهم گرد زمین

چنان خوش اند که فرزند من به تیله ی خویش!

...

کدام می کشدم عنکبوت یا نساج

چه ها که دیده ام از روزنان پیله ی خویش

 

از حسین جنتی