آغــاز می کنم غزلــم را به نام تـــو

حبل الورید شعر مرا خون تازه شو !


حبل الورید غیرتِ مردانِ مرد نیست

حبل الورید : قیمت یک تار موی تو !


نزدیکتر بــه تو نه ! تو نزدیک تر به من !

اصلاُ نه این نه آن ! فقط از پیش من نرو -


- تا آیه آیه ،  وحی برقصم شبیه شعر

تا شعله شعله، نور بپاشم به کوچه و -


- خواب هزار ساله این شهر منجمد

شهر  چراغ  قرمز و آژیر و تابلو -


- در این نبرد تن به تن آشفته تن به تن ؟!

نه ! یک هزار و سیصد و هشتاد و سه به دو !


بانو !  تمام  بُعد زمان رو به روی ماست !

تاریخ ، حرف کهنه و این عشق حرف نو !


تو حرف تازه ای و غزل می زند ورق -

- تقویم را و تا ابدیت، جلو جلو -


هر صفحه را به بوسه تو مُهر می کند

خیام، مست عطر دهانت، تلو تلو -


می آید و دوباره رصد می کند تـــو را !

شک می کند دوباره رصد می دوباره دو -


نه ! صد هزار باره ! .یقین می کند ! و بعد :

تاریـــخ نو : ۱/ ۱/ یکسال بعد تو !


از سیامک بهرام پرور