تا
در سایهروشنِ ماه و میله ها
تاخن به رخسارِ دیو،
چوب خط به خواب دیوار کشیده ام.
نترس!
من شریکِ هر شبِ گریه های توام .
نترس!
از این دفترِ نانوشته نترس!
خواه ناخواه ورق می خورد این واژه این کتاب !
تنها از این ترکه تراش بی پرده بپرس:
یک مشق را مگر،
چند بارِ بی دلیل خط می زنند ،
که ما باید باز
با چشمِ بسته و دستِ شکسته
تاوان نویس تنهایی تو باشیم ؟!
تا کی ...؟
تگ: سید علی صالحی، نشانی ها، سیدعلی صالحی، شعر ایذه، شاعر ایذه ای، علی صالحی، حالا ديگر دير است، ریرا، ری را، اشعار سید علی صالحی، شعر امروز، شعر علی صالحی، نامه ها، موج ناب، شعر گفتار، جریان موج ناب، لیالی ِلا، یوماآنادا ، پیشگو و پیاده شطرنج، مثلثات و اشراقها، عاشق شدن در دیماه، مردن به وقت شهریور، دیرآمدی ریرا، نشانیها، سفر بخیر مسافر غمگین پاییز پنجاه و هشت،آسمانیها، رویاهای قاصدک غمگینی که از جنوب آمده بود، ساده بودم، تو نبودی، باران بود، آخرین عاشقانههای ری را، دعای زنی در راه که تنها میرفت، چیدن محبوبههای شب را تنها به باد یاد خواهد داد،دریغا ملا عمر، از آوازهای کولیان اهوازی، سمفونی سپیدهدم، ردپای برف، تا بلوغ کامل گل سرخ
پ.ن: خط مشخص شده در کتاب چاپ نشده است.
پ.ن: سید علی صالحی عزیزم !