یه چیز نو
گفتن یه چیزِ تازهتر بیار،
که تازهها کهنه شُدن!
من یه چتر کاغذی ساختم،
ولی هیشکی حاضر نشُد امتحانش کنه!
بستنیِ خردلی دُرُس کردم،
امّا هیشکی بِهِش لَب نَزَد!
آدامسِ چندبار مصرف ساختم،
ولی دِلم نیومد بذارمش واسه فروش!
حالا یه قایق ساختم که کفِش درپوش داره!
همونچیزی که همه دنبالشن!
تازهی تازه!
هر وقت آب اومد تو قایق
میتونین درپوشُ بردارین تا خالی بشه!
ترجمه یغما گلرویی
پ.ن: شل سیلور استاین، شل سیلوراستاین، اشعار شل سیلور استاین، عمو شلبی، شلبی، اشعار عمو شلبی، شعر شل سیلور استاین
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 15:4 توسط رضا امیری فر (رایکا)
|