زنگ می‌زدی

یک تلفن کوچک

دو دقیقه‌ای وسایلم را جمع می‌کردم

مداد و مسواک و مسکن

نه

مسکن هم بر نمی‌داشتم

دامن و لباس خواب فقط

بعد

سفر که نه

گم می‌شدیم.

 

 از سارا محمدی اردهالی

تگ: سارا محمدی اردهالی، محمدی اردهالی سارا، کتاب سارا محمدی اردهالی، اشعار سارا محمدی اردهالی، سارا محمدی اردهالی شعر، شعری از سارا محمدی اردهالی، شعر معاصر، شعر سپید، پاگرد