در برابرِ اين همه ستاره‌ی عريان

اين همه بارانِ بی‌سوال،

يا چند آسمان بلند وُ

چند ترانه از خوابِ‌ کودکی،

تو حاضری باز آوازی از همان پسينِ پُر بوسه بخوانی!؟

 

«من دلم گرفته، خوابم خراب

گهواره‌ام شکسته است،

حالا چه وقتِ گفتن از پرنده، از قفس،

از قفس‌های دَربسته است!؟ »

 

پس بيا به خاطرِ يک گُل سرخ،

يک لحظه‌ی دُرُست،

يک يادِ ساده از همان سالِ بوسه‌ها،

برويم بالای بالایِ آسمان،

پشتِ پيراهنِ بی‌الفبای نور،

دست بر پرده‌ی خاطراتی از ماهِ مانوسِ دلنشين بپرسيم:

تو حاضری باز آوازی از همان شبِ پُر گريه بخوانی!؟

 

« ماه هم دلش گرفته، خوابش خراب

گهواره‌اش شکسته است.

ديگر چه وقت گفتن از رودِ گريه وُ

آن رازِ سربسته است؟! »

 

از سید علی صالحی

پ.ن: این سایت ها و وبلاگ های شعر که امکان کپی کردنِ شعر رو بسته ن، دقیقا به چی فکر می کنن!؟ اونی که بخواد شعرو بدزده میشینه تایپش میکنه !

حسم اینه که مدیر سایت/وبلاگ حس مالکیت داره نسبت به اشعار این و اون، مسخره ست.